تبليغاتX
میهن و ملت
پاتریوتیسم و ناسیونالیسم

نوحه جمهوری

 

لاشخور گويد:
من که يکی لشخور آزاده ام ___ بهر فروش وطن، آماده ام
لنگ بود امشبه، عراده ام ___ درپی اين تازه لش افتاده ام

تا بکنم لقمه يی از آن جدا
آه که جمهوری ما شد فنا

جغد گويد:

جغدکی آنجا سر تابوت بود ___ از سخن لشخوره ، مبهوت بود
نوحه کنان در طلب قوت بود ___ عاشق سرداری ماهوت بود
بال بهم برزد و گفت ای خدا
آه که جمهوری ما شد فنا

لاشخوران جانب لش پر زدند ___ از غم اين فاجعه برسر زدند
برسر و برسينه مکرر زدند ___ چنگ به تابوت پراز زر زدند

سهم ربودند از ان کيسه ها
آه که جمهوری ما شد فنا

يک سگ بیچاره عقب مانده بود ___ ديرترک نوحه خود خوانده بود
زوزه کنان در پی لش رانده بود ___ بوی لشش معده گدازنده بود

هو زدی اندر پی شاه و گدا
آه که جمهوری ما شد فنا

ديد يکی زارعک لخت و عور ___ لش کشی لاشخوران را ز دور
گفت كه ای مست شراب غرور ___ حسرت جمهور ببر سوی گور
آه يتيمان فقير از قفا
شکر که جمهوريتان شد فنا

 
"محمد رضا ميرزاده عشقی"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اسلام ... 

جسد ظلم

 

ای دین سنان و خنجر و زورــــــــــ از منطق و دانش بشر دور

 ای دفن نگشته مرده دهرــــــــــ ای لاشه ی بويناک منفور

 ای آنکه ز شدت تعفن ــــــــــ در کرده پذيردت به خود گور

 ناچار به خاک ميسپارند ــــــــــ اندام مقدس تو قاذور

 اين سان که گدای گور سردی 

 اسلام برو که بر نگردی

 ای داغ به قلب ها نشانده ــــــــــ ای غربت تلخمان چشانده

 از درد فراق مادران را ــــــــــ خاکستر غم به سر نشانده

 ای دين مزين به شمشير ــــــــــ بذر ستم و بلا فشانده

 وين دين زدگان غارتت را ــــــــــ تا مرز گرسنگی کشانده

 حقا که اساس رنج و دردی 

 اسلام برو که برنگردی

 هر بار که اين بساط تحميل ــــــــــ ميرفت شود به علم تعطيل

 يک نام دگر بر آن نهادند ــــــــــ تفسير شد و دوباره تجليل

 معنی لغات واژگون شد ــــــــــ دادند به ياوه نام تحليل

 يک رخت دگر تن اش نمودند ــــــــــ کردند به دفن مرده تعليل

 ای شر زمان ، چو دفع گردی

آنگونه برو که بر نگردی

 

"گاهنوشت های يک ايرانی"

نوشته شده توسط برگزیده در ساعت 20:0 | لینک  | 

هرگز دلم براي كم و بيش غم نداشت     آري نداشت غم كه غم بيش و كم نداشت

در دفتر زمانه فتد نامش از قلم     هر ملتي كه مردم صاحب قلم نداشت

در پيشگاه اهل خرد نيست محترم     هر كس كه فكر جامعه را محترم نداشت

با آن كه جيب و جان من از مال و مي تهي است     ما را فراغتي است كه جمشيد جم نداشت

انصاف و عدل داشت موافق بسي ولي     چون فرخي موافق ثابت قدم نداشت

 

"محمد فرخي يزدي"

نوشته شده توسط برگزیده در ساعت 1:13 | لینک  | 

شناخت اساس و نگرش حكومت نماهاي پافشار به ادامه سلطه روشن كننده و راهگشاي بسياري از ميهن پرستان است . يكي از جنبه هاي اصلي در اين نوع حكومت نما ها جابجايي وظايف و معاني است . بنا به در خواست دوستي بيشتر به جزئيات مي پردازم .

در حكومت نماي جمهوري اسلامي كه بنا بر طرز ظهور و نوع كار آن تا كنون و ارتباطات و عناصر و اعوان دروني و بروني آن مناسب مي دانم آن را شركت جمهوري اسلامي (سهامي خاص) بنامم شفاف ترين موضوع همين جابجايي وظايف و معاني است . در بعد داخلي خشونت به جاي قدرت ، ارعاب به جاي امنيت ، خرافات به جاي فرهنگ ، انتصاب به جاي انتخاب ، سركوب به جاي سازگاري ، تبليغ به جاي تعهد و ...

در بعد خارجي ديانت به جاي سياست ، رفيق محوري به جاي ايران محوري ، حكومت پرستي به جاي ميهن پرستي ، مصلحت نظام به جای مصلحت ملت ٬ ولايت مطلقه به جاي تماميت ارضي و ... و دهها مورد ديگر كه ظنز تلخ بيگانه اي در ايران كه به دانشگاه رفت و ديد در آن نماز مي خوانند و پرسيد پس كجا درس مي خوانند وادامه طولاني اش كه به ساخت و سازهاي مسكوني و تجاري و صنعتي در مرغوبترين زمينهاي حاصلخيز كشور هم ميرسد گوياي آن است . اين شركت ناتوان است و ويرانگر زيرا اساس آن بر واقعيت هاي ميهن و ملت شكل نگرفته است . بر آمده از شعار و شعائر است ، همچون پوشش كوچك و بد قواره اي مي ماند كه هر طرفش را مي كشند طرف ديگر بدن عريان مي شود و اين كشيدنها همان تبليغات تمام نشدني از اين شركت و تعريف از صورت برخي كارهاست كه وظيفه هر حكومتي است و البته در اين سرزمين بلازده انقلابي يا در جاي خود نبوده يا اثر واقعي خود را نخواهد گذاشت . گويا يك محصول تفنني را تبليغ ميكنند هر چند تبليغات بسياري از فرآورده هاي كارخانه اي بسيار جذاب تر از تعريف از خودهاي بوق ها و بلند گوهاي اين شركت مي باشد . پس از شرح اجمالي جابجايي وظايف و معاني و تبليغ به علت اصلي مي رسيم كه چيزي جز دروغ نيست . پس از دروغهاي بنيانگذار ظاهري با توجه به مسائل زير :

دست بردن و بريدن حدود و ثغور ايران در خليج گواتر و درياي مازندران ، پاکسازی های انقلابی در ارتش ، ادامه مصيبت بار جنگ كه بهتر است آن را مراسم ايراني كشي بناميم ، كشتارهاي دوره اي در داخل كشور ، ترور مخالفان در كشورهاي به اصطلاح جهان آزاد و بشر دوست و ... ، قتلهاي زنجيره اي ، اعدامهاي گروهي و صدها مورد ضد ملي و ميهني ديگر ،

دروغ بزرگ «ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت» بر ما آشكار مي شود.

نوشته شده توسط برگزیده در ساعت 2:4 | لینک  |