مكاتب و مرامهايي كه به نوعي خواهان دور كردن و قطع كردن فكر و ذكر ما از مسائل و جريانات ملي و ميهني مان هستند يا مي خواهند ما را در خدمت جرياناتي كه از خارج به سوي داخل هدايت مي شوند قرار دهند كم نيستند و كارها كرده اند . يكي از وجوه اصلي مشترك همه آنها محور قرار دادن فرد و بريدن آن از بدنه نياخاكي اش و كشاندنش به يك فضاي فرضي است ، فضايي جدا و فرا و رها از ميهن و ملت ، بزرگتر و زيباتر ، سپس آنگاه كه فرد بنا بر مقتضيات و واقعيات نياز به اصل و اساسش مي يابد برايش قبله اي نو ساخته و از آنجا به سوي نياخاكش رهسپارش مي كنند ، همچون فرزند نادان خانواده اي بزرگ و قديمي كه با وعده در دام باند تبهكاران مافيايي گرفتار آمده و معمولا با آتويي كه از او گرفته اند به هر نحو كه بخواهند از او استفاده كرده و حتي عليه خانواده اش مشغولش مي كنند . اين حكايت كساني است كه طي دهه هاي اخير مخصوصا روز واقعه عليه نياخاكشان ايران بزرگ و كهن اقدام كردند . اين دامها چه هستند؟ هر چند خاصيت وعده و حيله در آمدن به هر چهره اي است ولي مذهب ، ماسونيسم و ماركسيسم سه مورد اصلي اين دامها نه تنها در ايران كه در منطقه و ديگر نقاط جهانند . ضربات اخوان و برادران و رفقاي اين سه باند بر استقلال و اقتدار و تماميت ارضي ملتهاي بزرگ به تنهايي يا به اتفاق و به طرق گوناگون دامنه دار و هولناك بوده و هست .
جهان بدون مرز ، حكومت جهاني اين و آن ، انسان و خانواده و قبيله و دهكده و جامعه و ... جهاني ، گلوبال و انترسوسيال و انترناسيونال و... . ترسيم جهاني بدون مرز و مركز همچون جنگل . مسئول و مدير اين جنگل كه خواهد بود ؟ لابد كشوري كه از همه نيرومندتر خواهد بود با نام يك ابرقدرت يا سازمان مللي كه حق وتو و مرتبا دادن استقلال به تكه اي از يك سرزمين نه چندان پهناور ، بزرگترين دستاورد تشكيل آن است . جهان در اينجا يعني كره زمين ، كره اي كه همواره نيمي از آن شب است و نيمي روز ، نيمي فصل سرماست و نيمي گرما ، در قطبين آن شش ماه مداوم شب و شش ماه روز است ، برخي از سرزمين هاي آن بحري يا دريايي و برخي ديگر بري يا خشكي مي باشند ، هر سرزمين داراي ارتفاع خاص خود از سطح دريا مي باشد ، ميزان بهره مندي نقاط مختلف اين كره از نور خورشيد و سيارات به يك اندازه نيست . پوشش گياهي و جانوري در هر نقطه از اين كره تفاوت دارد . خصيصه هاي انساني هم در هر نقطه از اين كره ويژگي هاي خود را دارد و مطلب در مورد آن فراوان است كه به طور نمونه مي توان تفاوت متوسط طول عمر و اميد به زندگي و مقاوم بودن برخي از گونه هاي انساني در برابر بعضي بيماري ها را ياد آور شد و اين هيچ نوع برتري نژادي را باعث نمي شود هر چند پهن كنندگان اين دامها پيشينه پلشتي در برده داري و تشكيل حكومتهاي تبعيض نژادي و وضع قوانين و اعمال تبعيضها و بهره كشي ها و خشونتها و جنايتهاي ضد ديگر نژادها دارند .
تشكيل امپراطوري هاي مذهبي و ماسوني و ماركسيستي با فريب و خشونت تحت عناوين امپراطوري هاي اسلامي و عثماني و مقدس روم و بريتانياي كبير و اتحاد جماهير شوروي كه همه آنها در حقيقت اسارتگاهها و قتلگاه ها و غارتكده هاي ملل و سرزمينهاي زير مجموعه شان بودند و عمر كوتاه و فروپاشي سريع آنها نشان از اصالت و اراده ملتها براي زيستن و آزادگي دارد . ملتها در حيطه حقيقي و حقوقي حريم خويش آسان تر و روان تر با يكديگر ارتباط برقرار كرده و به هم احترام مي گذارند .
با نگاهی به يك كره جغرافيايي آموزشي به هر کسی در هر موقعیتی روشن می شود که زمین صاف نیست وهر كدام از ما به نياخاكي تعلق داريم كه بر روي سياره كروي شكلي به نام زمين قرار گرفته است.
اصالتمندي واقعي در كسب اين قدرت است كه افكار پيشين را دريابيم ، و دريافته ها را تحمل كنيم و آنچه را كه در خفا تحمل كرده ايم ، به بالندگي برسانيم . آنگاه اين افكار ، خود به آنجا مي رسند كه به آن تعلق دارند ، به آن چيزي مي رسند كه من آن را «امر آغازين» مي نامم . آنگاه شور اصيل تفكر و در اصل شور انسان به امرعاري از منفعت پيوسته بيشتر مي شود... اما در حقيقت هر گام در راه تفكر، تنها تلاشي محسوب مي شود براي آن كه انسان را متفكرانه ، در يافتن مسير ذات خويش همياري كند.
"معناي تفكر چيست؟" _ مارتين هايدگر _ برگردان فرهاد سلمانيان _ صفحه نخست
«ایران را بی گمان باید پرستید»
نام محسن پزشكپور با نام ايران بزرگ گره خورده است.در روح و جان پندار گويي خون و روان هزاران هزار دلاوري كه در جنگهاي قفقاز جان سپرده اند تبلور كرده.هرچه مي انديشم نمي توانيم بديلي براي او در تاريخ همروزگارمان بيابم.نمب توانم پيام آور و پيامبري پاكتر و شريف تر از پندار بيابم.پندار هم اكنون بيش از پنجاه سال است كه در عرصه پيچ در پيچ و بي پدر و مادر سياست ايران نبرد مي كند بي آنكه لكه ننگي بر دامان سپيدش برنشسته باشد.محسن پزشكپور روشنگر پيام آوري بود كه انديشه باهمي و يكپارچگي و نيرومندي ايران را در رگان هزاران و بلكه ميليون ها ايراني روانه كرد.هزاران سرباز پان ايرانيست در اين نيم قرن از چشمان سبز اين درخت تنومند نيرو گرفتند و درفش كشان پيش رفتند. و نيز اكنون ميليونها ايراني از تاجيكستان گرفته تا ميانرودان و ديار فرنگ بي آنكه خود آگاه باشند، از اين شراب كهن كه پندار عيان كرد مست و بيخوداند.
با خود انديشه مي كنم كه سه رنگ درفش مان بر چشم و تن و خون پندار رخنه كرده.
سپاس سرورم !
سپاس كه شرح عاشقي را تعليممان كردي.
سپاس كه وجودت تمام هستي مان را آگاه به هستي مان كرد... .
سپاس سرورم!
سپاس كه چشمان سبزت اميد به آينده را در جان و تنمان زنده كرد.سپاس كه به ما آموختي چگونه ايراني باشيم ،چگونه بزييم و چگونه ايراني زندگي كنيم و چگونه آزاده باشيم!!! سپاس كه تعليممان كردي چگونه ايراني بمانيم و چسان ايراني بميريم.
سپاس كه هستي
روی تخت بيمارستان پاستور نو در خيابان بخارست تهران همچنان فرياد حقطلبی ملت ايران از گلوی مردی بزرگ سر داده میشود و اين نخستين سرباز و پيامآور پانايرانيسم است.
محسن پزشكپور "پندار" از تبار نامآوران و ماندگاران تاريخ، كسی كه در لحظه لحظهی زندگیاش جز به ايران نينديشيده و مرشد و مراد هزاران هزار پانايرانيست، دلدادگان ميهنپرست و آرزومندان عظمت و سرفرازی ايرانزمين ـ اين سرزمين اهورايی ـ در بيمارستان بستری است.
و اين هزاران هزار از شنبه يكم دیماه دست به سوی آسمان دارند كه بار خدايا "پندار" عزيز را بر ما و برای ايران ما نگهدار!
عبدخدايي*: علي اسوه است نه كوروش
* دبيركل جمعيت فدائيان اسلام
برپايي مراسم جهت بزرگداشت كوروش، نقض صحبتهاي امام(ره) است. ايشان فرمودند اسلام از مليگرايي سيليخورده است و مليگرايي كفر است. اساسا يكي از دلايل پيروزي انقلاب اسلامي جايگزيني ايدئولوژي اسلامي به جاي تفكرات ناسيوناليستي بود....
ابراهيم يزدي*: بزرگداشت كوروش شناخت هويت ملي و دينيمان
* دبيركل نهضت آزادي ايران
...بخشي از هويت هر پديدهاي، تاريخ آن پديده است. ما كه ايراني هستيم نيز داراي هويتي هستيم كه مبتني بر دو ركن است: مليت و ديانت....
