تبليغاتX
میهن و ملت
پاتریوتیسم و ناسیونالیسم

به نام خداوند جان و خرد                                                             پاينده ايران

به ايران بينديشيم

 

 

بيانيه‌ي پاياني تجمع اعتراض‌آميز در قبال ادعاهاي واهي امارات نسبت به اراضي اصلي سرزمين مقدس‌مان كه نمايشي است از عزم و اراده‌ي ملي در دفاع از تماميت ارضي نه خطاب به سفارت و يا دولت امارات و نه حتي خطاب به حاميان قدرتمندش، بلكه خطاب به ملت ايران سمت تقرير يافته است؛ چرا كه اگر آنان را بخواهيم هشداري يا پندي دهيم بايد به تاريخ مادر پندها اشارت دهيم تا پند سر دندانه به گوش هوش بشنوند كه ايران سرزمين دليران است و هر آنكس كه از درِ آويزش با آن برآمده به ناكامي درآمده و دلاورانش پشت دشمنان از اسب تبختر و تجاوز به زير كشيده و دماغشان به زمين ماليده‌اند. تاريخ مانايي و ايستادگي ايران در هزاران سال را به ديده گيرند و جنگ هشت سال دفاع مقدس را به ياد آورند تا بدانند؛ «همه سر به سر تن به كشتن دهيم» و وجبي از ملك به دشمن ندهيم. خليج فارس،‌ خليجي ايراني و جزاير سه گانه، تا ابد چونان نگيني بر پهنه‌ي ايران زمين خواهند درخشيد. اين پيامي در خور و كافي است هر آنكس را كه خداوند بصيرتش را پرده‌اي نكشيده و هنوز از نور بينايي اندكي، او را بهره است. اما افسوس كه همگان روشن‌انديش و بينا نيستند و پند ما و تاريخ در آنان نمي‌گيرد؛ از اينرو ما را مي‌بايست بيشتر به خود، كار باشد تا ديگران كه به قدرت، سدي در مقابل زياده‌خواهي‌ها و طمع‌هاي دشمنان بركشيم.

ملت شريف ايران! از رخوتي كه در قواي ما به هم رسيده و از ناتواني در دادن پاسخ‌هاي بايسته و از بي‌حسي و عدم حركت، امروز به حالي هستيم كه مي‌بايست در مقابل دولت ناتوان و ضعيف و فاقد حقيقت امارات، موضع دفاعي به خود بگيريم. همان‌گونه كه دانسته است وضعيت ما در صحنه‌ي بين‌الملل و منطقه، ريشه در چگونگي احوال ما دارد. هر ملتي با همه‌ي كوله‌بار تاريخي، آفريده‌ها و داشته‌هاي تاريخي‌اش، در زمان‌هاي متفاوت مي‌زيد كه هر عصري را الزاماتي است در خور و بايسته كه چون فراهم نيايد، به انديشه و كردار، داشته‌هاي تاريخي از بستر رشد و بالندگي برون افتد و به قهقرا رود؛ توان و قواي ملت و مملكت فروكاهد و هر آن‌كس از بيگانگان را كه دنداني باشد هوسي به سر پروراند و پرواي سود خويش كند و تيشه به ريشه‌ي هستي آن ملت افكند. روزگار را گرايشي است كه توانا را عزيز دارد و در آن عزيز بي‌جهتي، بي‌معني است. ما نيز مي‌بايست بكوشيم استعداد مناسبي از خود نشان دهيم و پاسدار شوكت هزاران ساله‌ي خود باشيم. روي به جهات تمايزات شخصيه ننموده و به وطن عزيزمان بينديشيم كه وطن همه‌ي آن چيزي است كه هست؛ آنچه مادي است و آنچه معنوي است، آنچه محسوس است و آنچه نامحسوس. وطن چونان شجره‌ي طيبه‌اي است كه پروراننده‌ي آن پروردگار بي‌همتاست. آبادي و سرزندگيش به عدالت است و فرزندان آنراست كه بر پايه‌ي قوانين برخاسته از عدالت بكوشند تا ميوه‌هاي شيرين به بار آيد. به قول خردمندي «ميوه‌ي  آن، زيبايي‌ها و شكوه و شكوفايي است و اين مجال را مي‌دهد كه همه‌ي قوا و استعدادهاي بشري كه در اجتماع معني مي‌يابد را تجلي بخشد». بر اولاد وطن بايسته است كه به آبادي و سرزندگيش بكوشند كه قدرتمند شويم تا زور نشنويم و ستم نبينيم، توانا باشيم اما زور نگوييم و ستم نرانيم. با ملت‌هاي جريان به نيكي و خوشي راه رويم و به جهانيان و مردمان و گيتي مهر ورزيم و همسايگان خود را يار باشيم كه به راه ترقي و تمدن درآيند تا گزندي از آنان ما را نرسد. ما همه‌ي فرزندان ايران را بي‌توجه به تمايزات آنها و جدايي‌هاي ظاهري كه ميان آنهاست به اتحاد فرا مي‌خوانيم كه به ايران بينديشيم كه به ايران بينديشيم، كه به ايران بينديشيم.

 

                                                      پاينده ايران

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

۱۰ اردی بهشت ۱۳۸۷

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

نوشته شده توسط برگزیده در ساعت 2:51 | لینک  | 

تا ميوزد به صحنه اروند رود باد

از ما بسي به پرچم ايران درود باد

اروند رود باد به زير درفش ما

تا ميوزد به پرچم خورشيد و شير باد

بغداد را نخست بد انديش كينه توز

بنياد بر پي ستم و جور بر نهاد

خشت بناي او از ايوان تيسفون

خاك ملاط وي از آوار كاخ داد

آغشته است آب و گل وي بخون خلق

خون هزارها ز صنا ديد پارس و ماد

هم قتلگاه زاده پاك پيمبر است

هم جايگاه خولي و بن سعد بن زياد

كانون قتل و غارت و تبعيد گشته است

بغداد از حكومت مشتي عرب نژاد

بغداد مار زخمي و آماده بهر نيش

دانا به مار زخمي جانا امان نداد

اي آب ديده سيل شو بركنش زبن

اي آه آتشين همه خاكش بده به باد

 

از شماره 500 روزنامه "خاك و خون" سال 1353

نوشته شده توسط برگزیده در ساعت 1:14 | لینک  | 

ایران و روسیه به موجب عهدنامه های 1921 (قانون اجازه مبادله عهدنامه دوستی منعقده بین دولتین ایران و جمهوری شوروی روسیه مصوب 23/9/1300) و 1940 (قانون تصویب قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی بین دولت ایران و دولت اتحاد جماهیر شوروی) در خصوص استفاده مشترک و مشاعی از دریای خزر توافق نموده اند.

به دلیل توافق، دولت های ایران و شوروی بر استفاده مشاعی از دریای خزر و مطابق حقوق معاهدات بین المللی، برخی از صاحب نظران بر این باور هستند که ایران نسبت به دریای خزر دارای حاکمیتی 50 درصدی است. در همین ارتباط بر این باور هستند که اگر نتوان از دو معاهده فوق چنین حاکمیتی را استنباط کرد لیکن در مورد استفاده مشاعی از دریای خزر هیچ نوع تردیدی وجود ندارد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط برگزیده در ساعت 23:39 | لینک  |