نهضت آزاد سازي ؛ جنبش بازستاني ؛ ادغام طلبي
از لفظ ايتاليايي "ايردنتا" به معني رها نشده و عنوان يك نهضت ملي گراست كه هدف اوليه آن ، آزاد ساختن اقوام ايتاليايي و اراضي محل سكونت آنها از تسلط خارجي بوده است . واژه مزبور در سال 1878 در ايتاليا رواج يافت . اكنون بيانگر تمايلات مردم يك كشور به انضمام مناطق همجوار و متعلق به كشور ديگر است كه در آن مناطق ، اقليتهاي قومي ، فرهنگي و زباني متعلق به كشور اول زندگي مي كنند .
"فرهنگ علوم سياسي" _ علي آقا بخشي – مينو افشاري راد _ صفحه 346 (با تصحیح)
ماجراي به هم رسيدن دو عضو يك خانواده پس از چند سال يا چند دهه كه به هر دليلي از هم دور بوده و هم اكنون يكديگر را يافته اند همواره شيرين و شنيدني است . هر كدام از اين خواهر و برادران يا پدرو مادر و فرزندان در اين سالها سختي ها و خوشي هاي بسياري را از سر گذرانده اند تا به اين روز رسيده اند و آنچه باعث جستجوگري براي يافتن بستگان درجه اول يا اعضاي خانواده در ميان انسانهاي مختلف در اطراف آن عضو خانواده شده چيزي جز طبيعت فرد براي رسيدن به جمع اصيل خانواده خود نيست . خانواده اي كه در همه لحظات چه سخت چه خوش پشت و پناه يكديگرند با رهگذراني كه تنها شريك موفقيتها و همراه گذرای انسانند قابل قياس نيستند .
در جهان امروز در ميان سرزمينها و ملل مختلف جهان نيز هر ملت همچون خانواده اي مي ماند كه به تك تك مردمانش اصالت مي بخشد و پشت و پناه آنان است . ملتهايي كه سرزمینهایشان به هر عنواني تجزيه مي شوند جز بي پناهي چيزي بدست نمي آورند همچون ايران ، هند ، اندونزي و معدود ملتهايي كه تا كنون با آگاهي و اراده مرزهاي تحميلي را از درون سرزمينهايشان برچيده اند در رديف كشورهاي طراز اول جهان قرار گرفته اند همچون چين ، آلمان و اسپانيا .
اخبار مداوم آزار و كشتار تبار ايراني در پشت مرزهاي تحميلي وسيله حكومتهاي سلطه گر يا نيروهاي فرا منطقه اي مايه تاسف و تاثر است ؛ قفقاز ، تركيه ، ميان رودان يا عراق ، پاكستان و افغانستان .
سياست منطقه اي يك حكومت شكل گرفته بر آرا و اراده ملت ايران بايد حركت در جهت برچيدن ديوارهاي جدايي كه در دل سرزمين ملت ايران كشيده شده است باشد .
مکتب پان ايرانيسم در سال 1326 به رهبری سرور محسن پزشکپور بنيانگذاری گرديد . افراد اين مکتب در سال های 1320 به هنگام ورود نيروهای انگليسی به ايران و در سال های 1324 و 25 به هنگام اشغال آذربايجان توسط ارتش سرخ با تشکيل گروه های ضربت و زير زمينی به مبارزه توأم با خشونت عليه بيگانگان پرداخته بودند. در سال 1330 خورشيدی مکتب پان ايرانيزم به مرحله حزبی گام گذاشت و حزب پان ايرانيست رسماً تشکيل گرديد . اندامان حزب پان ايرانيست تا سال 57 به صورت آشکـار و نهان در صحنـه سياسـی و فرهنگـی ايرانزمين حضور داشتند و چه در مجلس شورای ملـی ( دوره های 22 و 25 ) و چه در کابينه های وقت سرگرم پدافند از منافع ملی و خدمت به ميهن بودند سرور پزشکپور و شهيد محمدرضا عاملی دو تن از انديشمندان و سياستمدارانی هستند که به تحکيم پايه های تئوريک نهضت پرداختند .کادر مرکزی حزب پان ايرانيست پس از سال 1359 به برون مرز انتقال يافت . و ليکن سرور پزشکپور در سال 1370 به دنبال 4 سال درخواست مکرر به ايران بازگشت و حزب فعاليت های خود را از سرگرفت. در بهمن 1376 کنگره هفتم حزب تشکيل و اداره حزب به يک شورای عالی 7 نفره واگذار گرديد . از فروردين 1377 نشريه داخلـی حزب پان ايرانيست به نام « ضد استعمار » آغاز به انتشار نمود و از شماره 44 به « حاکميت ملت » تغيير نام داد . کادر مرکزی حزب هم اکنون در تهران مستقر است و هفته يي دوبار با حضور سرور پزشکپور ( نخستين پيام آور پان ايرانيزم ) تشکيل جلسه عمومی می دهد که ورود همگان به آن آزاد است . عليرغم سخت گيری ها و بی مهری های حاکميت اندامـان و هواداران حزب در بيشتر شهرهای بزرگ ميهن به کوشندگی های خود ادامه می دهند و پايگاه های اصفهان ، شوش ، اهواز ، شاهين شهر ، تبريز ، بروجرد ، سياهکل ، گرگان ، اروميه و ... کاملاً و کوشا هستند .
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
۱)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست پیرو دعوت همگانی که از شما هموطن گرامی جهت حضور در مقابل سفارت امارات و اعتراض به ادعاهای واهی صورت گرفته توسط این شیخ نشین ۳۷ ساله نموده بود بدين وسیله سپاس و قدردانی خود را از تجمع بزرگ و غرور آفرینی که در روز ۱۰ اردیبهشت ماه برگزار گردید اعلام می نماید.
متعاقب این تجمع گردهمایی کم نظیر مردم تبریز در جهت دفاع از آرمانها و حقوق ملت بزرگ ایران تحسین برانگیز و شایسته تقدیر است.
آرنگها و پلاکاردهایی که توسط مردم در این تجمعات خوانده و حمل شد نشان از اتحادی دارد که از درون و پایه ,افراد ملت را بهم پيوند ميدهد.
همچنين برخود بايسته ميدانيم كه از كوششهاي ياران و دوستان مان ,از انجمن هاي فرهنگي ,رسانه هاي جمعي و گروههاي سياسي بويژه جمعي از جوانان جبهه ملي كه حضوري پرشور ,آگاهانه و صميمي داشتند كمال سپاسگذاري را داشته باشيم.
2)اگر چه ظهور و نمايش اراده ملي بصورت صفوف متشكل ,شرط لازم و عاملي مهم در دفاع از تماميت ارضي و نام و نشان ملي مان ميباشد,اما بيگمان شرط كافي و نقطه پايان نمي باشد.ما براي آنكه بتوانيم به امنيتي پايدار دست يابيم و از تماميت ارضي خود به معناي واقعي دفاع كنيم مي بايست بيشتر ازآنچه بوده به فكر وطن خود باشيم و به "ايران بيانديشيم".
مي بايست وطن خود را بر پايه يك نظام عادلانه اي سامان دهيم تا در آن استعداد ها زمينه بروز يابد و بر قوايمان بيافزايد و
شكوهمان بالا برد...از جمله آنكه ;صنعت ايران بكار افتد و توليد ملي افزايش يابد ,كارگر ايراني بي دغده ي نان شب و پول درمان چرخهاي صنعت را بحركت درآورد,صاحب سرمايه ي ايراني ,پول خودبه كشورهاي ديگر نبرد و در دبي 300 ميليون دلار فزونتر انباشته نكند ;بلكه بالعكس,از هر جاي دنيا پول به ايران آورد و تكنولوژيهاي نو به كشور خود ارائه دهد تا قدرت اقتصادي و توليدي ايران شكل گيرد .
نظام پرورشي و تربيتي ايران مي بايست بسمت قدرتمندي ايران جهت گيري كند...معلم ايراني ميبايست بتواند بدون نيازهاي
روزمره و بي ترس و دلهره ,آزاده بودن,آزاد انديشيدن,آزادگفتن و شنيدن را بر سر كلاسهاي درس بيان دارد و فرزنداني با فضيلت و شايسته براي وطن پرورش دهد .به اميد ايراني آباد,آزاد و قدرتمند .
ايران سرفراز در جهان جهان به ايران سرافراز
پاينده ايران
17/2/1387 خورشيدي
سازمان جوانان حزب پان ايرانيست
آداب معاشرت يكي از ملزومات زندگي اجتماعي و برقراري و حفظ روابط بين افراد يك جامعه است . آداب معاشرت مردمان هر سرزميني نخستين و سريعترين نشانه فرهنگ آنهاست . رفتاري كه در آن چاپلوسي ، تكبر ، گستاخي ، آشفتگي ، مداخله جويي ، دورويي ، ترس ، طلبكار بودن بي مورد ، توقع نابجا داشتن ، بينش و برخورد عقيدتي و در نهايت هر گونه نشانه غير طبيعي و مصنوعي ديده شود نشان دهنده ضعف يا نزول شخصيت آن فرد و در سطح بالاتر آن اجتماع است . برخي كسان كه در خود احساس كمبود شخصيت مي كنند و از سوي جامعه به عنوان يك فرد محترم و متشخص شناخته نمي شوند براي پر كردن اين كمبود در صورت ثروتمند بودن و بخصوص اگر اين ثروت بدون زحمت بدست آمده و باد آورده باشد سعي مي كنند آن را با تجملات يا مد جبران كنند و از آنجا كه هيچگاه ثروت جاي فرهنگ ملي و شخصيت انساني را نمي گيرد نام آن را كلاس مي گذارند . در دوره كنوني كه انواع فساد و فاصله طبقاتي بر آمده از آن روز به روز بيشتر مي شود آنچه در زبان عاميانه به نام كلاس ناميده مي شود ناشي از تازه به دوران رسيدن است . در واقع يك فرد با هر موقعيت و وضعيت اجتماعي و اقتصادي مي تواند با فرهنگ و با شخصيت باشد ولي يك فرد با كلاس وابسته به پولش مي باشد حتي اگر اين پول را وام گرفته يا به هر طريقي بدست آورده باشد . به اين ترتيب شخصيت ناشي از فرهنگ و اصالت ملي است و كلاس ناشي از پول وتجملات و مد و نشان دهنده نقصان پرورش خانوادگي و اجتماعي است .
