اول خرداد ماه ۱۳۸۷
من نیز، همانند اکثریت قاطع هم میهنانم، دیریست که حکومت جابرانه و خودکامۀ شما را بر ایران عزیز و بر مردم آزاده و شریفش، از هر نوع مشروعیت قانونی و اعتبار اخلاقی بی نصیب می دانم. چه، اگرانقلاب از رهگذر مشارکت نسنجیدۀ مردم ایران مشروعیتی داشت، با آغاز و ادامۀ حکومت ولایت فقیه، که شما و یارانتان، چون بختکی سنگین برسینۀ ایرانیان فرود آوردید، ذره ای از آن مشروعیت بر دامن به خون و فساد آلودۀ شما برجای نمانده است.
ادامه مطلب
نيمه نخست سالهاي پس از روز واقعه در راه تثبيت پايه هاي رژيم برآمده از انقلاب گذشت. انبوه تهمت ها و شايعه ها را دادگاههاي انقلاب و شرع با پرسنل انقلابي و احكام انقلابي يكسره كردند و هنوز ادامه مي دهند. اعدام ، مصادره دارائي ها ، تبعيد ، خلع درجه ، خلع لباس ، ممنوع الشغل شدن ، زندان ، تعزير و...
رژيم ستم شاهي ، ارتش طاغوتي و اقتصاد چهارپايان تبديل به جمهوري اسلامي ، حارس الثوره الاسلامي و اقتصاد اسلامي مي شوند.
جزيره ثبات زیر پای سینه چاکان جمهوری و اسلام و آزادی و برابری لگد مال می شود و جايگاه ژاندارمي خليج فارس به بيگانگان سپرده مي شود.
خليج گواتر به جمهوري اسلامي پاكستان پيشكش مي شود و با اعلام خليج اسلامي به جاي خليج فارس به دعواي عرب و عجم پايان داده مي شود. وقت حاكمان جمهوري اسلامي بسيار باارزش تر از آن است كه بر سر درصدي از آب دريايي در شمال يا دو سه جزيره بد آب و هوا در جنوب تلف شود. موضوع اصلي موي زنان است و پول مردان.
ارگانهاي انقلابي چون دادگاههاي انقلاب اسلامي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامي و بنياد مسكن انقلاب اسلامي و...هستي ملت را در چنگ مي گيرند و رسانه هاي انقلابي چون سازمان تبليغات انقلاب اسلامي و سازمان اسناد انقلاب اسلامي و انتشارات و مطبوعات و راديو و تلويزيون و ماهواره هاي وابسته به كار تخريب شخصيتها و تحريف واقعيتها مي پردازند.
بي آرماني مسئولان باعث مي شود كه هر از گاهي كشوري را الگوي خود كنند و به دنبال آن بيافتند.
بازيهاي انتخابات و تبليغات انتخاباتي پوششي است بر استبداد جمهوري اسلامي و برنامه خفه كردن هر صدا و جريان آزادگي خواه و ايران پرستانه ، برنامه اي كه هيچ كدام از شاخه هاي چپ و راست و بالا و پائين انقلابي اختلافي در اصل آن ندارند.
انقلاب براي اينها و شركاي خارجي شان فضايي است كه به روابط و معاملات پرسودشان بپردازند و به كسي حسابي پس ندهند. حفظ انقلاب يعني از دست ندادن پورسانت و رانت و رشوه و كميسيون و حق حساب و نزول و... و تظاهرهاي ديني و لنيني و ليبرالي نقابي است بر اين تبه كاري ها.
مصائب درياي مازندران و خليج فارس و جزاير ايراني طي سال های گذشته نشان داد كه اين سير سقوط با ادامه راه انقلاب و آرمانهاي آن ادامه دارد.
بانو زهرا غلامی پور دبیر کل حزب پان ایرانیست شد
بانو زهرا غلامی پور همسر شادروان مهدی صفار پور کوشنده دیر هنگام حزب پان ایرانیست در پی جلسه شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست به سمت دبیر کلی این حزب انتخاب شد.
این خبر بصورت رسمی در جلسه عمومی روز ۴ شنبه حزب در تهران از طریق ایشان به اطلاع عموم رسانده شد .همچنین ایشان در این پیام خود از زحمات و تلاش های دکتر سهراب اعظم زنگنه دبیر کل پیشین قدردانی کرده و بیان داشتند که پان ایرانیست ها در هر مقام و جایگاه که باشند ابتدا سرباز این خاک مقدس و این نهضت پر فروغ اند.
شایان ذکر است که کنگره حزب پان ایرانیست که قرار بود روز جمعه ۱۲ مهر ماه در تهران برگزار شود با فشارها و تهدیدهای نیروهای امنیتی به تعویق افتاد و طی جلسه ای دبیر کل حزب از دکتر زنگنه به بانو غلامی پور تغییر یافت.
پاینده ایران
پیامی است به پرچمداران فرهنگ و تمدن دیرین جهان.پیامی است به نیروی روان بخش جهان فردا.
به تو ای کسی که خود را ایرانی میدانی ولی ایران را نمی شناسی.به تو که میهن بزرگت به نیرنگ دشمنان تجزیه گشته.به تو ای فرزند رشید میهن که در مرز و بوم دور افتاده قفقاز روزهای اسارت را سپری میسازی و جدا از هم میهنان جور بیگانگان را متحمل میشوی!به تو ای ایرانی که در شهرهای پرافتخار و تاریخی میهن،سمرقند و بخارا،بسر میبری و حلقه عبودیت حکومتی ستمگر را بر حلقوم خود استوار می بینی.به تو ای هم میهن که زندان جدایی را به نیرنگ وطن تو افغانستان نامیده اند!به تو ای کرد دلیر ای فرزند دلبند میهن که بر پراکندگی برادران خود میان کشورهای پوشالی با حسرت و ندامت می نگری و ایران بزرگ را در خطر تجزیه ی خونین مشاهده میکنی.به تو ای ایرانی ِ جای گرفته در بحرین که سالهاست با عمّال تجزیه ی ایران به جنگ پرداخته ای.بتو ای ایرانی که دور از فلات دور از سرزمین جاوید و مقدس میان ملل دیگر ایام تیره و پر اندوهی را سپری میسازی.آری به شما ای ایرانیان ای پرچمداران فرهنگ جاوید جهان!
این پیام بنیاد مکتب پان ایرانیسم است:بر این بنیاد مکتبی ساز گشته که راهنمای نجات ایرانیان از فترت و تجزیه است.این مکتب ایران را به ایرانی و جهان می شناساند.نهضت ما تنها بیداری از خواب غفلت نیست،بلکه برانگیختن نیروی نجات دهنده یی است که برای ایرانیان بصورت پان ایرانیسم و برای جهانیان بصورت ناسیونالیسم آگاه به جنبش در می آید.این پیام بنیاد استوار زندگی شایسته ملت بزرگ ایران است .بنیاد خانواده ی آینده و جامعه ی آینده.بنیاد زیست سرافراز در ایران.ایران سرفراز فردا.
کیست که پیمان بسته است با خدای خود تا بستاید خانواده را؟..«...ما».جان بازد برای ایران؟؟؟«..ما»...پاس دارد فرهنگ ایران را؟«..ما»...ایران! ایران! ای کشور آریان ! نامت بجاست و مهرت در دل ما,بد بخت تر از خائن تو اهریمنی نیست,خوشبخت تر از سرباز تو,شهید تو کیست؟؟!
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
هم میهنان گرامی
حزب پان ایرانیست با حدود شش دهه کوشش های سیاسی در پهنه ی اجتماعی کشور و تلاش در جهت سر بلندی و اتحاد سرزمینهای ایرانی و استقرار حاکمیت ملت و گردش آزاد و دموکراتیک قدرت برآن بود که در روز جمعه دوازدهم مهر ماه هشتاد و هفت کنگره ی دهم خود را - که در سال هشتاد و چهار نیز به علت هجوم نیروهای انتظامی و امنیتی موفق به انجام آن نشد - برگزار نماید،که خود آزمایشی دوباره برای سنجش میزان پایبندی حاکمیت به آزادیهای مدنی بود.پس از اعلام اولیه ی موضوع در روز پانزدهم شهریور(روز بنیاد مکتب پان ایرانیسم )،نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در اولین واکنش ،بانو زهراغلامی پورعضو شورای عالی رهبری را به صورت تلفنی توسط سرهنگی با نام رضایی که خود را سرهنگ اما کن معرفی می نمود مورد تهدید قرار دادند. سپس سروران قدرت اله جعفری ، دکتر سهراب اعظم زنگنه ، منوچهر یزدی و مهندس سید رضا کرمانی ازاعضای شورای عالی رهبری به اداره ی پیگیری وزارت اطلاعات در تهران و اداره ی کل حراست غرب استان تهران در کرج(مهندس سید رضا کرمانی) دعوت و آقایان رحمانی ، جوادی و ولایتی از کارشناسان وزارت اطلاعات با ابلاغ تهدید های جدی دستگاه ،از پیامدهای سخت و ناگواری برای اعضای حزب در نقاط مختلف ایران خبر دادند. نامبردگان در پاسخ به اعضای شورا در ارتباط با علت برخوردها و رفتار قهر آمیز توضیح قانع کننده ای ندادند و بر خلاف اصول مصرح در قانون اساسی وعدل و انصاف بر منطق زور تکیه زدند.
پیرو این مذاکرات ،شورای عالی رهبری حزب در جلسه ای که بدین منظور تشکیل داد تصمیم گرفت با پافشاری بر حقوق اساسی خود و پیگیری موضوع جهت روشن شدن دلایل امر، کنگره ی حزبی را در موعدی دیگر برگزار نماید.
امید داریم کنگره ی حزب پان ایرانیست در شرایط عادی و بدون ممانعت های غیر قانونی تشکیل و طنین آزادی و دموکراسی در کشور دگر باره شنیده شود بدیهی است در هر شرایطی نبرد اندامان حزب پان ایرانیست در راه اعتلا و عظمت ملت ایران دنبال خواهد شد.
شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست
9/7/1387
کنگره حزب پان ایرانیست
خلاف قانون اساسی نیست
خلاف قوانین شهروندی نیست
خلاف مصالح عالیه کشور نیست
اقدام زیر زمینی و بر انداز نیست
پس چرا اجازه نمیدهید ما بر سر آرمان مان باشیم وبا اندیشه های پاک ایرانی ، ازاستقلال و تمامیت ارضی و فرهنگ اهورایی ایران دفاع کنیم ؟
چرا اجازه نمیدهید با بر گزاری کنگره که یک امر داخلی حزب میباشد به اصلاح و ارتقاء درونی بپردازیم؟
چرا گمان میکنید فقط عناصر خودی حاکمیت ، کلید حل معماهای موجود کشوررا در دست دارند ، شما که تجربه شکست تئوری خودی و غیر خودی را دارید ؟
چرا حزبی که تنها دل در گروی ملت ایران داشته و از هرگونه وابستگی به سیاست های بیگانه که در راستای منافع ایران نیست بشدت اهتراز دارد ، از رسیدگی به امور داخلی خود منع میگردد ؟
حزب پان ایرانیست چه در دوران دفاع مقدس و چه بهنگام دفاع از تمامیت ارضی
ایران در زمینه بحرین – جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس - دریای مازندران -
دفاع از حقوق پایمال شده برادران افغانستانی و شیعیان عراق و لبنان و .... -
دفاع از حقوق اساسی و مدنی کردها و سایر تیره های ایرانی - پاسداری از
حقوق حقه ایران در توسعه فن آوری های نوین مانند علوم و فنون هسته ای
و پاسداری از تمدن و فرهنگ ایران بزرگ ، از هرگونه تلاشی سر باز نزده
وحتی از تهمت مزدوری حکومت های پهلوی و جمهوری اسلامی هراسی
به دل راه نداده است .
اینک
حزب پان ایرانیست فقط در شرایط مناسب و در یک محیط آزاد میتواند به تجزیه و تحلیل عملکرد مسئولین خود بپردازد و فضای سیاسی اش را در برابر عواملی که به ظن مقامات امنیتی نگاه شان به بیرون از مرز هاست پاک سازی نماید .
حداقل مسئولین می دانند که ممانعت مقامات انتظامی و امنیتی خلاف اصول 26 و 27
قانون اساسی است و نیز شما بخوبی آگاهید که برابر ماده2 دستور العمل تفویض
اختیارات وزارت کشور به استانداران در خصوص صدور مجوز برگزاری
تجمعات محدود در مکان های سر پوشیده نیازی به اخذ مجوز نیست
و تنها یک اعلام 48 ساعته به استانداری کافی میباشد.
پس چه عامل و یا عواملی سبب شده است که فشار ها بر این حزب 62 ساله افزایش یابد و راه بر حرکت اصولی و قانونی آن مسدود گردد ؟
من امیدوارم مقامات مسئول شرایط فعلی میهن مان را دریابند و راه تمکین از حقوق حقه جامعه ایرانی بر اساس قانون اساسی کنونی و حقوق بشر را بر فشارهای بی انگیزه ترجیح دهند .
با سپاس از سرور منوچهر یزدی
شهریور ماه سال گذشته نوشتار "همه ما باید پان ایرانیست باشیم" از سوی شیخ جهانگیر محمودی منتشر شد که واکنشهای گوناگونی را به همراه داشت. به فاصله کوتاهی از انتشار آن نوشتار در تارنمای گرانقدر "تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان" چند نکته را در بخش نظرات آن نوشتار نوشتم که جهت تکرار و یادآوری در این پست قرار میدهم:
نوشتار را خواندم
چند نکته دیدم که لازم دانستم بیان کنم:
پس از روز واقعه , حداد عادل در سال 76 که رئیس فرهنگستان زبان فارسی بود لزوم تغییر خط الرسم فارسی را مطرح نمود که در بسیاری روزنامه های کشور مانند همشهری درج شد و از سوی اپوزیسیون نیز اسماعیل نوری علا که در گذشته عضو کانون نویسندگان بوده در سالهای 73 و 74 ایده تغییر الفبای فارسی به لاتین را مطرح کرد که آن هم در مطبوعات و سايت هايي در داخل و خارج كشور مانند روزنامه ابرار درج گردید.
مردمسالاري ديني و اسلامي و دموكراتيك ديني كه از سوي فرج دباغ (عبد الكريم سروش) عضو سابق شوراي انقلاب فرهنگي و اكبر گنجي كارمند سابق كنسولگري جمهوري اسلامي در استانبول و سپاه و اطلاعات بيان شد ادامه همان مشروطه مشروعه و ملي مذهبي و جمهوري اسلامي است
نویسنده نوشتار از دید قوم و زبان پارسی و دين اسلام به ایرانيان نگریسته در حالی که در مکتب پان ایرانیسم از دید تاریخ و جغرافیا و فرهنگ و هویت ایراني به ملت و میهن بزرگ و تجزيه شده ايران نگریسته می شود.
شخصا امیدوارم که این نوشتار از روی صداقت نوشته شده باشد با این حال رژیم را در موقعیتی می بینم که مي خواهد از آن چه تا به امروز به آن می تاخته یا بایکوتش می کرده برای بدست آوردن آبرو و مشروعیتي سو استفاده کرده و مانند بسیاری مقولات دیگر آن را نیز مصادره نماید.
پاینده ایران
فراموش نميتوان كرد،ولي جنايت را بايد بخشيد و يا جانيان را براي تحقق عدالت بايد محاكمه كرد؟
حميد حميدي
شب پرستاني كه پس از قتل عام زندانيان سياسي در سالهاي 1360- 1367 از خفيه گاه اوين و گوهر دشت بيرون آمده بودند، شكار در شهر را آغاز كردند و اين سرفصل قتل هاي زنجيره ايست. دستاني كه طناب دار را در شوفاژخانه زندان اوين بر گردن فرج الله ميزاني (صاحب كتاب"حماسه داد") انداختند و مترجم سياسي تاريخ ايران "پورهرمزان" را به دار كشيده بودند، در پس كوچه هاي تهران و اصفهان و مشهد، امثال پوينده، سعيدي سيرجاني، مختاري، ميرعلائي، زال زاده، فروهر، تفضلي، مجيد شريف و... را شكار كردند. دانش و فضيلت را شكار كردند تا چپاول و غارت آلوده به خرافات را به تقدس تبديل كنندتا بتوانند خشونت و كشتار را تضمين كنند.
ادامه مطلب
خودخواهی ٬ خودستائی ٬ خود شیفتگی ٬ خودبزرگ بینی ٬ خودپسندی ٬ خودپرستی و... دردهایی هستند که در وجود بسیاری از سیاسیون ایران چه حاکم چه اپوزسیون قرار دارند و کسانی که دچار این دردهایند نمی توانند دردهای ملت ایران را درمان کنند. سروده زیر از شادروان محمد رضا میر زاده عشقی است که در نکوهش این خوهای حیوانی سروده است:
جهان را دائما این رسم و این آئین نمیماند
اگر چندی چنین ماندست٬ بیش از این نمیماند
بچندین سال عمر ٬ این نکته را هر سال سنجیدی
که آن اوضاع دی ٬ در فصل فروردین نمیماند
همانگونه که آن اوضاع دیروزی نماند امروز
بفردا نیز این اوضاع امروزین نمیماند
ببین امروز مردم را ٬ بخون یکدگر تشنه
که دیری نگذرد ٬ کاین عادت دیرین نمیماند
بیاید روزگار صافی و صلح و صفا روزی
بجان دوستان آنروز ٬ دیگر کین نمیماند
همانا خوی حیوانیست٬ این «آئین خودخواهی!»
اگرانسان شوند این خلق ٬ این آئین نمیماند
مگو یاسین بود ٬ در گوش این خلق خر ٬ آوازم
که گر آدم شوند ٬ از اصل این یاسین نمیماند
تو در این خلق عامی ٬ عارفی گر زانکه اینان را
تمیزی شد حنایت ٬ نزد کس رنگین نمیماند
