در حال حاضر آنچه مورد اتفاق و نياز ماست از ميان برداشتن حكومتي است كه وجود آن چون يك تهديد بر سر ملت و ميهنمان سايه انداخته ٫ حكومتي با بنيان و پرونده سياه كه راههاي اصلاح را بسته و علي رغم لبخندهاي گاه و بيگاه و لحن صميميش همواره زيان و نقصاني نو بر تماميت ارضي و بحري و گرده ملت تحميل مي كند . وسپس برپا ساختن فضايي بدون ترس و ترفند و تهديد و تعقيب و توطئه و توهم و تلقين و تبليغ و تفتيش و تحميل . فضايي آزاد با رعايت حقوق فردي تا در آن هر فرد بتواند در يك برگه سپيد نوع حكومت مورد نظرش را بنويسد نه برگه اي كه در آن تعدادي مورد از پيش انتخاب شده درج شده باشد و فرد ناچار شود يكي از آنها را برگزيند يا كسي بيايد و بگويد : فقط جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيشتر نه يك كلمه كمتر . حساب حكومت را از بنگاههاي اقتصادي و نهادهاي ديني و بازوهاي نظامي و شبه نظامي و دلالان جهان وطني و موسسات كاريابي و قدرتهاي بيگانه و محدوده تنگ و كوچك يك نسل يا طبقه يا منطقه جدا كنيم و تمام موجوديت يك ساختار حكومتي را در خدمت معدودي از جنبه هاي زندگي ملت قرار نداده و آن را ارزان و لرزان بنا نكنيم ، همچون ديروز كه تمام ساختار حكومت را بر مبناي كوچك و كژ جمهوريت و اسلاميت بنا كرديم فردا آن را تنها بر مبناي برابري يا آزادي يا اقتصاد يا دموكراسي يا ديني دگر يا قانون اساسی مکتوب دگر يا... قرار ندهيم اگر چه هر كدام از اينها در جاي خود قرار دارند ولي شكل خاصي از حكومت را براي ما تعيين و تعريف نمي كنند كه در آن صورت نام حكومت بر آن تعلق نخواهد گرفت . به حافظه تاريخي خود رجوع كنيم و به ياد آوريم آنچه امروز به نام آن و تحت لواي آن و براي حفظ وجود آن بر سر ما مي آورند همانيست كه ما ديروز براي بدست آوردنش بر سر خود مي زديم و بر مخالفانش مي تاختيم . حكومتي ايراني خواهد بود كه جامع و كامل بوده و همه مقولات فوق را در جاي خود به راه پايداري و پيشرفت ميهن و ملت به كار اندازد نه اينكه خود تحت تاثير هر كدام از اينها قرار گيرد . كپي كردن آنچه در ديگر نقاط زمين روي مي دهد در سرزمينمان هميشه درست نيست . امروزه حتي يك قطعه فلز بيجان نيز در نقاط مختلف جهان كارآيي متفاوتي از خود نشان مي دهد چه رسد به موضوعات مربوط به انسان و خانواده و اجتماعهاي انساني و ملتها و سرزمينها . سوسيته و دمو و جمهور و اقليت و اكثريت و جامعه و فرقه و طبقه و صنف و گروه و دسته و هر آنكس كه حق آب و گل در ميهن ما دارد و شوربختانه برخي مكاتب و مذاهب سعي در مرزكشي بين آنها و تبعيض و تمايز انداختن ميان آنها دارند ، در ساختاري كهن به نام ملت ايران شكل و شخصيت مي يابند . ملتي كه از انگشت شمار ملتهاي هزاره اي دنياست . پس راز بودن خود را دريابيم و با اشراف به خويشتن خويش برگرديم و با گامهاي مطمئن براي رسيدن به فضاي آزاد گام برداريم و هر كدام بي هيچ نگراني براي رسيدن به آزادگي تصميم بگيريم .
پرچم حزب پان ایرانیست را در سراسر ایران
برافراشته خواهیم کرد
آنچه امسال روز دانشجو را متمایز از سالهای گذشته کرده بود نخست برگزاری آن با تاخیر 24ساعته در روز 17 آذرماه و سپس حضور بی سابقه نیروها و گروهای ملی در دانشگاه تهران بود.
صدها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران ساعت 11 صبح امروز ۱۷ آذرماه روبروی دانشکده ی فنی تجمع کرده وبه سنت هر ساله برای حمایت و ورود دانشجویانی که بیرون دانشگاه حضور داشتند و نیروهای امنیتی و انتظامی مانع ورود آنان به دانشگاه شده بودند، ساعت 12 با حرکت به سمت درب 16 آذر اقدام به شکستن قفل های این درب کرده و باعث ورود دیگر دانشجویان به داخل دانشگاه شدند.سپس با هماهنگی دفتر تحکیم وحدت روبروی دانشکده فنی تریبون آزاد دانشجویی برپا شد و دانشجویان با سر دادن شعارهایی نسبت به سیاست های دولت بو یژه طرح بومی گزینی دانشجویان و سهمیه بندی جنسیتی وفضای بسته دانشگاهها و سخنان تهدید آمیز وزیر علوم اعتراض کردند.در این مراسم مهدی عرب شاهی دبیر تحکیم وحدت ، شاهین زینعلی نماینده ائتلاف دانشجویان ملی آزادی خواه و خانم مهدیه گلرو نماینده کمیته ی دفاع از حق تحصیل سخنرانی کردند. نکته قابل توجه در دانشگاه تهران حضور بیشمار دانشجویان ملی به ویژه دانشجویان پان ایرانیست و بالا رفتن پرچم های این حزب در دانشگاه تهران بود . این مراسم ساعت 14 با حرکت دانشجویان به سمت درب اصلی دانشگاه به پایان رسید.
عکس ها و فیلم مراسم در تارنمای آهنگ های خون
با سپاس از سرور ابوالفضل عابدینی نصر
به نام خداوند جان و خرد
هشدار سازمان جوانان حزب پان ایرانیست نسبت به اقدامات امارات و سکوت دستگاه
دیپلماسی جمهوری اسلامی
ملت بزرگوار ایران ! توطئه های جدی و همه جانبه ای که از سوی کشور جدیدالتاسیس امارات و برخی از دوستان پان عربیستش نسبت به تمامیت سرزمینی ما بوقوع می پیوندد ,در غفلت پرسش برانگیز و بعضا خیانت بار دستگاه خارجه در مرحله ی بسیار حساس و جدی قرار گرفته است. این کشورها می کو شند با رفتارهای دقیق که با منطق حقوقی تنظیم می شود ادعاهای خود را در قبال جزایر ایرانی را در مجامع بین المللی زنده و فعال نگاه داشته و از سوی دیگر وهنی بر حاکمیت تاریخی ایران وارد ساخته و آنرا بعنوان اشغال متخاصمانه ی ایران از سال 1971 معرفی کنند.
این حرکتهای موذیانه و خطرناک در قبال تمامیت ارضی سرزمینیمان با رفتار دستگاههای دیپلماتیک جمهوری اسلامی با همراهی یا سکوت ,تکمیل و پیگیری می شود.بنا به این دلایل بود که سازمان جوانان حزب پان ایرانیست طی بیانیه ی مورخه ی 13/09/1386 خود در خطاب به ملت ایران ,مسوولیت دفاع از تمامیت ارضی و خنثی سازی توطئه های دشمنان را در حد توان بر عهده شناخت و بعد از چند نامه و هشدار بالاخره تصمیم به برگزاری تجمع اعتراض آمیزی در مقابل سفارت امارات به مورخه ی 10/02/1387 گرفت .متاسفانه آنگونه که پیش بینی می شد این امر با مخالفت دستگاههای امنیتی و انتظامی و گویا وزارت خارجه مواجه شد و با پافشاری وطن پرستان به مرحله اجرا رسید که البته در کمال شگفتی با برخورد نیروهای انتظامی با مردم معترض مواجه شدیم تا نشان دهند که گروهی از حضور مردم در صحنه در بیم و نگرانی بسر می برند و از هشیاری مردم انتقام می گیرند .ازآنجائیکه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از درگیری میان مردم و نیروهای نظامی و انتظامی در مقابل سفارتی که به ملیت و هویت ما اسائه ادب می کند ابا داشت تا مبادا دستاویزی بدست دستگاههای دقیق دیپلماسی و تبلیغاتی امارات و قطر و ... بیافتد با شتاب تجمع پرشکوه و غرور آفرین ملی را پایان بخشید تا درگیریها در مقابل سفارت به وقوع نپیوندد و لذا تن مردم هشیار در خیابان ولیعصر و در فاصله ی اندکی از سفارت پذیرای باتومهای موتورسوارها شد تا دست کم مساله حفظ نظم و ترافیک تلقی شود.
روزهای آتی شاهد تجمع و اعتراض سایر شهرهای ایران از جمله حرکت بسیار با شکوه تبریز در حمایت از تمامیت ارضی و نام خلیج فارس بود.در مقابل این حرکت دقیق مردمی دولت امارات نه تنها از کوششهای خود نکاست بلکه برنامه های منظم و حساب شده ی خود را پیگیری کرد و در مقابل , دستگاه دیلماسی ایران بیش از پیش از جایگاه ناشایسته خود دور افتاده و در واقع انفعال پیشه کرد .به شمه ی از این موارد اشاره می کنیم:
1)اتحادیه عرب در حضور آقای متکی وزیر خارجه و سپس امارات متحده عربی به تنهایی شکایتی علیه ایران به اتهام اشغال جزایر به سازمان ملل متحد تنظیم کردند تا اخلالی حقوقی بر روند آنچه اشغال جزایر از سوی ایران می نامند وارد کرده و اسناد تاریخی - حقوقی خود را برای مجامع بین المللی غنی تر کنند .پاسخ دستگاه دیپلماسی ایران بازدارنده و از منظر عزت نبوده است.
2)امارات که در سالهای اخیر توانسته حجم انبوهی از امکانات مالی و انسانی ما را جذب بازارهای اقتصادی و تولیدی خود کرده و سود سرشاری از این راه و نیز از طریق بازصادرات کالا به ایران ببرد,ضربات خود بر اقتصاد ایران را با فشارهای ناروا بر تجار و مسافران و سرمایه گذاران ایران که به نوعی پول و کار آنها با اقتصاد امارات گره خورده بود با محدود سازی فعالیت های آنها و گاها ایجاد شرط و شروط ناموجه برای ادامه فعالیت,تکمیل ساخت.حتی دولت امارات کوشید از طرق مختلف با استفاده از این ابزارها از حساسیت موضوع جزایر در داخل ایران بکاهد!و در ادامه ی این روند قدرت خود را به رخ شهروندان ایرانی بی پناه کشید تا حساب کار بدست اهالی ایرانی مقیم در این کشور بیاید .آنها در اقدامی توهین آمیز نسبت به عزت ,هویت و اخلاقیات ایرانی با مسافران یک هواپیما برخورد کردند که واکنش سرد و سست دستگاه دیپلماسی باعث شرم هر ایرانی است و خواهد بود .وزیر خارجه بعد از مدتی سکوت اعلام کرد"موضوع در دست پیگیری است و به مقامات اماراتی هم منعکس شده است"اظهارات مقتدرانه ی(!؟)این وزیر مملکت بر باد ده که سابقه ی سکوت در مقابل العطیه هنگامی که بصورت مکرر واژه مجعول و کذایی خلیج را بکار می برد در کارنامه ی خود دارد و البته اظهارات مشعشع او در قبال دریای مازندران ,که روی آقا خان نوری را سفید کرد ,چون ننگی در تاریخ به یادگار خواهد ماند ,مشخص نکرد دستگاهی که نمی تواند پاسخی مناسب به اقدامات موهن پلیس امارات نسبت به تیم ملی ,بازیکن و سرمربی تیم ملی بدهد و سخنگوی سابق و سفیر فعلی او در امارات می گوید باید به این مساله ی سیاسی از منظر ورزش نگاه کرد ,پیگیری هایش گره از چه کاری باز خواهد کرد.
3)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به دولت امارات هشدار می دهد که پرونده خود را در پیشگاه ملت ایران سنگین تر از این نکند و ادامه ی حیات نو پا و ضعیف خود را در معرض بادهای تند که ریشه خارهای تنومند تری را برکنده قرار ندهد !زنهار که از مظاهر عدل پروردگار انتقام است!از تک تک رفتارهای امارات بازخواست خواهیم داشت.
4)تکلیف امارات برای ما مشخص است ,آنها هم رویه ی سیاسی و راهبردی خود را در قبال ما تعریف کرده اند و ظاهرا قصد بازبینی در آنرا ندارند اما از این پس طرف ما و ملت ایران در این قضیه علاوه بر امارات دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی می باشد.سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به مسوولین هماهنگ با سیاستهای پان عربیست هشدار می دهد که رفتار آنان را زیر نظر دارد و مورد بازخواست ملی قرار خواهد داد .کوتاهی های دستگاه دیپلماسی بشدت پاسخ داده خواهد شد و از کانالها و ظرفیتهای قانونی نیز برای پیگرد آنها استفاده خواهد شد .دستگاه قضایی نیز باید به هوش باشد و این مساله را بعنوان اقدام علیه امنیت ملی پیگیری کند .دستگاههای امنیتی نفوذ های مرموز و احیانا هماهنگ با این سیاستها را باید کشف و معرفی و خنثی کند.همانطور باید پاسخگو باشد که افزایش فشارهای امنیتی در خوزستان بر روی پان ایرانیستها در حالی که فعالیت منطقه ای پان عربیستی بصورت هماهنگ پیگیری می شود از چه روست؟
5)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از آحاد ملت ایران,استادان و پژوهشگران و اهل قلم و مطبوعات می خواهد که با پیوند معنا دار و هماهنگ آگاهی های عمومی را بالا برده و حساسیتهای لازم را به منصه ظهور برسانند .
6)ما سپاس خود را نسبت به کسانی که آگاهانه و هشیارانه مسائل ملی را پیگیرند و با هشدارهای لازم و به موقع ترفندهای هماهنگ دشمنان را ناکام می گذارند ,پیش کش می داریم.
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
9/9/1387
نامه دردمندانه ژنرال علی اکرام همت زاده (همت اف)خطاب به ملت و دولت ایران
ژنرال علی اکرام همت زاده نامی ماندگار در تاریخ ایران و جنبش ملی تالشهای ایران شمالی است.ژنرال همت زاده بعد از فروپاشی شوروی و به دنبال تشکیل حاکمیت شوونیستی به رهبری جبهه خلق در باکو و بعد از آغاز طرح های جدی این حکومت شوونیستی برای محو قوم کهن و تاریخی تالش و نابودی فرهنگ ,هویت و موجودیت آنها ,کمر همت بست و "جمهوری دمکراتیک تالش - مغان "را با کمک مردم تالش و بدون وابستگی به کشورهای خارجی به مرکزیت "لنکران"در ایران شمالی تشکیل داد .این حکومت دمکراتیک در نهایت با یورش نیروهای نظامی شکست خورده دولت باکو در جنگ قره باغ به لنکران سقوط کرد .ژنرال همت زاده مردانه مقاومت کرد و از منطقه "جمهوری تالش - مغان"خارج نشد و درنهایت به اسارت نیروهای حکومت باکو در آمد و بعد از 13 سال اسارت در سیاهچالهای رژیم شوونیستی باکو آزاد و از ایران شمالی تبعید شد و هم اکنون در هلند زندگی می کند.
بدنبال دور جدید تلاشهای رژیم باکو علیه مردم تالش و زندانی کردن دانشمندان و روشنفکران پیش کسوت تالش ,ژنرال همت زاده رهبر جنبش ملی تالشهای ایران شمالی و رهبر و بنیانگذار "جمهوری مستقل تالش - مغان "نامه ای خطاب به ملت و دولت ایران منتشر کرد:
ملتت امروز از تو کمک می خواهد ,ایران
بسم الله الرحمن الرحیم
سرنوشت اینگونه رقم زده است که بخشی جدایی ناپذیر از دولت قدرتمند ایران ,و مردم تالش به عنوان یکی از اقوام کهن ایرانی ,تقریبا بمدتی نزدیک به 200 سال در نتیجه خیانت سلسه قاجار که در قرن 19 میلادی سلطنت ایران را بدست آورده بود,با سیم خاردار بدو نیم تقسیم شد.در تمامی این مدت ,تالش ها با تبعیض قومی - ملی بی سابقه ای مواجه شدند ,بویژه پس از فروپاشی شوروی و پیدایش دولت باکو طی 17 سال اخیر تقریبا با خطر محو شدن از صحنه تاریخ مواجه شده اند.حاکمیت کنونی باکو که ترک گرایی و شوونیسم را به سطح ایدئو لوژی دولتی ارتقا داده است ,علیه تاریخ ,فرهنگ,دین ,معنویات و فولکور تالش و علیه امروز و فردای این قوم ریشه دار ,وارد جنگی بیرحمانه شده و محو مردم تالش را به عنوان هدف خودانتخاب کرده است.
در کتب درسی رژیم باکو نام تالش بطور کامل حذف شده است .نمونه های فرهنگ و هنر خلق تالش که آنرا بهمراه سایر خلقهای ایران طی هزاران سال پدید آورده است,با بی حیایی بی نظیری متعلق به سایرین اعلام شده است.ما از تاریخ خود,از فرهنگ خود , از عادات و سنن خود محروم شده ایم!این خلق حتی در مقابل سرکوب های رژیم کمونیستی ,دین بر حق خداوند و فرهنگ اسلامی خود را حفظ کرده بود.اما امروز حکومت ننگین باکو با اهداف از پیش تعیین شده ,مذاهب و طریقتهای مختلفی (مانند وهابیت ,مسیحیت و یهودی گری )را در اراضی محل سکونت این خلق رواج می دهد و با اینکار نیز می خواهد فرهنگ و دینمان را از دستمان بگیرد .این حکومت نه تنها دشمن خلق تالش ,بلکه به طور کل دشمن ایران است..تصادفی نیست که بسیاری از بلایایی که بر سر تالش ها آورده می شود مربوط به این است که خلق تالش بخشی از ملت و تمدن ایران است.به گونه ای که حکومت کنونی باکو که از روزهای نخست اعلام استقلال ,فعالیت علیه تمامیت ارضی ایران را هدف قرار داده است.بسیاری از ظلم ها و فشارهای این حکومت علیه ما نیز با وفاداری و محبت قوی موجود در قلب تالشها به ایران مربوط است به گونه ای که مقامات حکومت باکو تمامی کسانی را که در راه دفاع از حقوق مردم مظلوم تالش تلاش می کنند به جاسوسی برای ایران متهم میکندو انها را سرکوب میکند .این حکومت بی دین و ایمان و فاقد معنویت ,نه تنها هیچ قانونی ,حتی قوانین الهی را نمی خواهد به رسمیت بشناسد و ما تالشها را همچنین بخاطر وفاداری به دین اسلام متهم می کند .با گذشت سالها ,افسار گسیخته تر می شود و هیچ اصل و قاعده حقوق بین الملل و حقوق اعطا شده از طرف خداوند را نیز نمی خواهد به رسمیت بشناسد.بعنوان شاهد مثال این مطالب ,حکم صادر شده در 24 ژوئن ]2008[علیه روشنفکر برجسته تالش ,عالم زبان شناس ,معاون مرکز فرهنگی تالش در این جمهوری و سردبیر نشریه قدیم الانتشار "نولیشی صدو" است.بدون هیچ سند ومدرکی ,فقط براساس دروغها و بهتانها,نوروز علی محمد اف (دانشمند مشهور زبان شناس)ظاهرا به جاسوسی به نفع ایران متهم و به مدت 10 سال از آزادی محروم شد.بی حیایی به آن حد رسیده است که این حکم نه تنها بدور از چشم نمایندگان جامعه ,حتی بدون حضور وکیل نوروز علی محمد اف و در شرایطی کاملا مخفیانه قرائت شد!
ما تالشها از کل دنیا و در وهله نخست از وطن تاریخی خود ایران و رهبری آن,یاری به ملت خود(تالشها)و جلوگیری از محو شدن آن را خواهانیم.ما فکر میکنیم که اگر مسولان ایران بی اعتنایی نمی کردند و با این حکومت بی دین و ایمان (حکومت حاکم بر ایران شمالی)دوستی و همکاری نمی کردند .حکومت باکو نمی توانست این کار را انجام دهد .همکاری دولت ایران با حکومتی که شهروندان تحت ستم خود را با روحیه نفرت از ایران تربیت می کند و تقریبا هر روز با "دستگیری جاسوسان ایران !؟"مشغول است چگونه ارزیابی کنیم؟از کدام دوستی و همکاری دولت ایران با این رژیم کافر که در ظاهر خود را مسلمان می نامد اما در حقیقت دشمن اسلام است می توان سخن گفت؟ما تالشیها افتخار میکنیم که ریشه مان ایرانی است و خودمان را از ایران و وطن تاریخی مان نمی توانیم جدا تصور کنیم .به رغم همه تعقیبها و سرکوبها ,محبت به ایران در دلهای ما ابدی است .اما جای تاسف دارد که چنین محبتی را از طرف حکومت ایران در قبال خودمان مشاهده و احساس نمی کنیم .با در نظر گرفتن تمامی اینها ,ما امروز مملکت ایران و حکومت آن را به دفاع از مردم مظلوم تالش و ریش سفید این ملت ,نوروز علی محمد اف فرا می خوانیم .
ملتت امروز از تو کمک می خواهد ,ایران
رهبر جنبش ملی تالش
علی اکرم همت زاده - هلند
برگرفته از نشریه ایران شمالی شماره ۱۰ مهر ماه ۱۳۸۷
به نام خداوند جان و خرد
اعلامیه سازمان زنان حزب پان ایرانیست
طرح حاکمیت فرقه ای زیر عنوان "خانه های عفاف"
طغیان بر ضد نظم عمومی جامعه بزرگ ایرانی
ایرانیان , زنان , مردان
در این روزهای غم انگیز از تاریخ ملت ستم کشیده ایران و در پی خودسری ها و اقدامات خسران بار و ایران بر بادده حاکمیت فرقه ای طرح ایجاد سازمانی ضد اخلاقی و مفسده انگیز , افشا گردید که زیر عنوان "طرح خانه عفاف"؟! یکی از مهلک ترین طغیان ها بر ضد نظم عمومی و سنت های دیرین اخلاقی و عرفی جامعه بزرگ ایرانی است. بویژه از آنجایی که این به اصطلاح "خانه عفاف" داس مرگ بار بر حیثیت و موجودیت و شرف زنان و دختران ایرانی ما است بدین وسیله به کلیه زنان و دختران جامعه , ملبس به هر لباس (خانه دار , کارمند , معلم , پزشگ , دانشجو و ...) هشدار می دهیم برای مقابله با این توطئه خطرناک اجتماعی که ثمره ای جز نابودی , بی عفتی , بی عدالتی و بی بند و باری ندارد به پا خیزند و بنگرند که کار رسوائی به آنجا کشیده است که حتی صدای اعتراض برخی نمایندگان زن در مجلس شورای حاکمیت و نیز برخی از تشکل های وابسته به زنان در نظام حاکمیت به گوش میرسد!
در طرح مذکور که بنا به طرح مندرج در روزنامه ایران "صفحه 11 _ مورخ 5 امرداد سال 81" از سوی چند نهاد رسمی تنظیم گردیده است زیر عنوان "ازدواج موقت کوتاه مدت _ متعه" و زیر نام اغوا کننده "خانه عفاف" عملا به گسترش بی بند و باری سازمان یافته که پیامد آن برای جامعه بزرگ ایرانی شوم و دهشتناک است مبادرت شده است. هر چند که از گوشه و کنار صدای اعتراض برخاسته است با اینهمه با توجه به آنچه از طرح ضد اخلاقی و ضد ایرانی و ضد انسانی مزبور در رسانه ها منعکس گردیده است موارد بیان شده در زیر را بیان میداریم:
1_تشکیل چنین مراکزی عملا رسمیت دادن به نوعی بی بند و باری و فساد اجتناب ناپذیر , زیر بال و پر حاکمیت با داعیه اسلامی بودن آن است!
2_فرهنگ جامعه ایرانی هرگز پذیرای مفهوم و منطوق مذکوره در این طرح نبوده و نیست.
3_طرح مذبور در تعارض آشکار با موازین احوالات شخصیه بخصوص در تعارض و خصومت با اصل مقدس "اصالت خانواده" می باشد که بنیان اساس فرهنگ و تمدن ایرانی است.
4_طرح مزبور در مواردی زنان را زیر عنوان مشروعیت این طرح به نوعی نازایی اجباری (حتی با توسل به عمل جراحی) به عنوان تسهیل در امر ازدواج موقت با کسب "اجرت"؟! سوق می دهد که طرحی ضد انسانی , ضد ایرانی و نوعی نسل کشی است!
5_طرح مزبور زنان جامعه ایرانی را از آرمان خواهی و اصالت شایسته آن دور می نماید و به یک "ابزار جنسی" و کالای مورد خرید و فروش تبدیل می نماید.
6_با توجه به مطالب مندرج در طرح مزبور هرگز دانشجویان یا عناصر غیر مرفه از امتیازات فرضی این گونه مراکز استفاده نتوانند کرد بلکه عملا این مراکز در اختیار مرفهین و پول داران و صاحبان سرمایه های داخلی و خارجی خواهد بود و در نتیجه تظاهر به اینکه این طرح حیرت انگیز و خسران بار برای توجه به وضع گروههای کم درآمد است دروغ محض می باشد (بلکه محلی خواهد بود برای کسب وجوهات هنگفت)
7_عنوان اینکه یکی از اهداف این طرح رعایت اصول بهداشتی در جامعه ایرانی است ادعایی خلاف واقع بیش نیست زیرا طرف دیگر این رابطه های جنسی "اعم از ایرانی و غیر ایرانی" هرگز تحت هیچگونه نظارت بهداشتی قرار ندارد که خطر بزرگ در همین جاست.
8_ در طرح مزبور که در سخنی از آن اصطلاح "احیا سنت پیامبر اکرم(ص)" ذکر گردیده و در تشکیلات و سازمان آن حضور ائمه جمعه و مقاماتی از این قبیل آورده شده است بدین ترتیب قرن ها دین باوری مردم را به بازی گرفته است؟
9_اتخاذ عنوان مقدس "خانه عفاف"؟! برای آنگونه سازمان های مورد علاقه حاکمیت فرقه ای بازی خطرناکی است که به مانند موارد دیگر مفاهیم مقدسی چون "عفت" را در جامعه خدشه دار خواهد کرد که این خود مصیبت کوچکی نیست.
10_ قرار دادن عنوان فرماندهان نیروی انتظامی در کنار عوامل دیگر مدیریت این خانه های فساد بسی زیان بخش است که بی گمان فرزندان ایران تن به این ذلت نخواهند داد و مادران و خواهران خود را اینگونه ارائه طریق نخواهند کرد.
اکنون به دلایل خبرهای منعکسه در نشست های نمایندگان مجلس شورای حاکمیت و دیگر ارگان ها به مقامات امنیتی حاکمیت ماموریت داده شده است تا بررسی کنند که این خبر چگونه منعکس شده است در حالی که می بایست بررسی شود چه کسانی و چه مقاماتی به تنظیم چنین طرح ضد ایرانی و ضد انسانی مبادرت نموده اند!
هم میهنان تنظیم کنندگان چنین طرحی و دیگر برنامه هایی از این قبیل , طغیان کنندگان علیه "نظم عمومی و اخلاقی" جامعه بزرگ ایرانی می باشند که می بایست مورد مواخذه و پیگرد و مجازات قرار گیرند.
امید آنکه نه تنها زنان ایرانی , بل همه آحاد و افراد ملت بزرگ ایران در برابر این توطئه های شوم بایستند و نگذارند نیروهای اهریمنی بر جامعه ایرانی بیش از این ظلم و ستم روا دارند.
پاینده ایران
امرداد سال 1381
سازمان زنان حزب پان ایرانیست