مردم ایران و جهان تزویر و توحش برنامه ریزی شده حاکمان کنونی ایران را دیدند. این ها همان آزادی خواهان و برابری طلبان و دموکراسی خواهان و طالبان حقوق بشر و انسانیت دیروز هستند که به نام انقلاب و اسلام و جمهوری و با وحدت کلمه «مرگ بر شاه» به خیابانها ریختند.
پرسش از کسانی که که با دید منفی به نظام پادشاهی ایران بویژه دوران پهلوی نگاه می کنند اینست که به نظر ایشان دستگاههای امنیتی و انتظامی آن نظام همچون ساواک و شهربانی و ژاندارمری باید با این افراد چه می کردند؟
اگر ایشان به جای مسئولان نظام پیشین بودند با اینها چه می کردند؟
امروز که با امدادهای غیبی و بی وقفه همه دوستان نادان و دشمنان دانا انقلاب به ثمر نشسته و دستگاههای اداری و اجرائی و امنیتی و انتظامی پس از انتقام گیری و پاکسازی در همان روزهای نخست بهار آزادی به دست نیروهای آزادی خواه انقلابی افتاده و ملک و ملت به معرفت اسلام و میمنت جمهوری واصل شده است ایشان در برابر این افراد چه می خواهند بکنند؟
شاید فقاهت دموکراتیک و فقه دموکراتیک ملا محسن کدیور کاری بکند؟
شاید جمهوری حقوق بشری آقای محمد امینی حتی در ازای فقر و فلاکت ملت مشکل را حل کند؟
شاید برنامه های آقای محسن رضائی که فئودالیسم اقتصادی پادشاه فقید را فدرالیسم اقتصادی دیدند درد اقتصاد را درمان کند؟
شاید ضعیف تر کردن و یا حتی نابودی کامل ارتش ایران که از نظر خانم هنگامه افشار دستگاه سرکوب مردم است استبداد را برچیند؟
شاید با کنار رفتن چند مهره کودتا چی رژیم انقلابی، نظر آقای سازگارا تامین شود؟
شاید تنها با حذف عنوان ولایت فقیه و ماندن یک جمهوری خونین از دل انقلابی ننگین مطابق میل آقایان ابراهیم یزدی و علیرضا نوری زاده و علی افشاری مشکل ریشه کن شود؟
شاید رنگ سبز اهل بیت رسول عرب یا چفیه حماس و حزب الله آتش اصلاح طلبان و اصول گرایان حکومتی را خاموش کند؟
یا شاید کپی چشم بسته از شیوه مهاتما گاندی و کنگره هند که متاسفانه به تجزیه هندوستان انجامید؟ شیوه ای که به هیچ عنوان در سال 1357 از سوی اپوزسیون آن سالها توصیه نمی شد.
همه کسانی که طی مناظرات پیش از مثلأ انتخابات بخشی از فسادشان افشا شد از کاندیداها تا طرفداران و همکاران دیروز و امروزشان علی رغم تعهدشان در خصومت ورزی و حمله هر چند کوتاه به نظام پیشین و شخص شاه فقید ،برای موجه جلوه دادن خود تلاش می کردند پیشینه ای در دوران پیش از انقلاب 1357 برای خود و بستگان نزدیکشان دست و پا کنند.
رسانه های دولتهای خارجی که با عملکرد دقیقشان در سال 1357 برای براندازان نعمت بودند امروز با وجود عملکرد جهت دارشان برای فرقه حاکم مایه توطئه شدند.
و شعارهای اولیه:
میجنگیم میمیریم پرچم رو پس میگیریم
مرگ بر دیکتاتور چه رهبر چه دکتر
مرگ بر جمهوری اسلامی
پس از دستکاری تبدیل شدند به:
مرگ بر دیکتاتور چه شاه باشه چه دکتر
میجنگم میمیرم رأیمو پس میگیرم
حکومت اسلامی نمیخواهیم نمیخواهیم
به نام خداوند جان وخرد
پاینده ایران
هم میهنان. همانگونه که می دانید در پایان راه پیمایی آرام مردم تهران در روز دوشنبه 25 خرداد ماه که با هدف اعتراض مسالمت آمیز مدنی به بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم صورت گرفت گروهی از نیروهای خودسر به سوی راه پیمایان آتش گشودند و تعدادی از آنها را به خاک و خون کشیدند.
حزب پان ایرانیست ضمن یادآوری حقوق شهروندی آحاد مردم و تذکر این حقیقت که حاکمیت تاکنون هیچ گاه به درخواست نیروهای مخالف برای دریافت مجوز راه پیمایی پاسخ مثبت نداده و حقوق شهروندی ایرانیان را مستمراً و بر خلاف اصول مصرح در قانون اساسی فعلی سلب کرده است و ضمن محکوم کردن اقدام جنایت کارانه ی مزبور نسبت به گسترش امواج خشونت و به ویژه تخریب ها هشدار می دهد. گرچه مردم میهن ما دارای بلوغ سیاسی هستند و به هیچ وجه این تشبثات را تأیید و حمایت نمی کنند، اما عوامل مزدور و وابسته می کوشند تظاهرات آرام مردم را قلع و قمع نمایند. حاکمیت جز خود، تحمل هیچ حزب و جمعیت دیگری را ندارد و در همه ی این سال ها با همین منطق و اراده با مردم رفتار کرده است. پس باید مراقب توطئه ها و خیره سری ها باشیم.
از این رو حزب پان ایرانست ضمن همدردی با خانواده های داغدار حوادث تلخ اخیر تهران از عموم فعالان سیاسی به ویژه کسانی که در راه پیمایی ها و تجمعات اعتراض آمیز شرکت می کنند می خواهد به طور مکرر واکید کاربرد خشونت و تخریب را نفی کنند.
به یقین اراده های مصمم جوانان ایران بهانه به دست دشمنان نخواهد داد و به اتکاء همین اراده های استوار ومصمم به سوی استیفای حقوق انباشته ملت ایران حرکت خواهیم کرد.
حزب پان ایرانیست
۲۷ خردادماه ۱۳۸۸
در حالیکه بازداشت های بی ضابطه و فراقانونی در سطح کشور همچنان ادامه دارد روز دوشنبه ساعت 9 صبح ماموران اطلاعاتی و امنیتی با یورش به منزل مسکونی ابوالفضل عابدینی نصر , روزنامه نگار و عضو مجموعه فعالان حقوق بشر ایشان را بازداشت و وسائل شخصی و رایانه وی را با خود برده اند.
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن اقداماتی چنین غیر دموکراتیک و متحجرانه خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان می باشد .
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
۱۰/۴/۱۳۸۸ خورشیدی
با خبر شدیم شامگاه ۹ تیر ماه ۱۳۸۸ مهندس هومن اسکندری از اندامان فعال حزب پان ایرانیست پس از
۱۵ روز بازداشت از زندان اوین آزاد شد .
این بازداشت که در روز۲۶خرداد ساعت ۴ صبح از منزل شخصی ایشان صورت گرفته بود موجبات نگرانی عمیق هموندان و مسولین حزبی را در پی داشت .
نداهایی که به آسمان رفتند فریاد نسل سوخته ای بودند که در راه ایران جان باختند.
یادشان گرامی باد.
