نوحه جمهوری
لاشخور گويد:
من که يکی لشخور آزاده ام ___ بهر فروش وطن، آماده ام
لنگ بود امشبه، عراده ام ___ درپی اين تازه لش افتاده ام
تا بکنم لقمه يی از آن جدا
آه که جمهوری ما شد فنا
جغد گويد:
جغدکی آنجا سر تابوت بود ___ از سخن لشخوره ، مبهوت بود
نوحه کنان در طلب قوت بود ___ عاشق سرداری ماهوت بود
بال بهم برزد و گفت ای خدا
آه که جمهوری ما شد فنا
لاشخوران جانب لش پر زدند ___ از غم اين فاجعه برسر زدند
برسر و برسينه مکرر زدند ___ چنگ به تابوت پراز زر زدند
سهم ربودند از ان کيسه ها
آه که جمهوری ما شد فنا
يک سگ بیچاره عقب مانده بود ___ ديرترک نوحه خود خوانده بود
زوزه کنان در پی لش رانده بود ___ بوی لشش معده گدازنده بود
هو زدی اندر پی شاه و گدا
آه که جمهوری ما شد فنا
ديد يکی زارعک لخت و عور ___ لش کشی لاشخوران را ز دور
گفت كه ای مست شراب غرور ___ حسرت جمهور ببر سوی گور
آه يتيمان فقير از قفا
شکر که جمهوريتان شد فنا
"محمد رضا ميرزاده عشقی"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسلام ...
جسد ظلم
ای دین سنان و خنجر و زورــــــــــ از منطق و دانش بشر دور
اسلام برو که بر نگردی
اسلام برو که برنگردی
آنگونه برو که بر نگردی
