تبليغاتX
میهن و ملت
پاتریوتیسم و ناسیونالیسم

دوره نه چندان بلند حكومت پهلوي ، ايران پذيراي پيشرفتهاي بسيار شد. پيشرفتهايي كه هضم آن در آن دوره براي بسياري و اين دوره براي اندكي هنوز دشوار است. دادگستري ملي ، حقوق برابر زن و مرد ، مجلس سنا و انجمن هاي ايالتي و ولايتي ، قانون ، دانشگاه سراسري ، آموزش و پرورش اجباري و مجاني ، ارتش مدرن ملي ، ملي شدن صنعت نفت ، ملي شدن شيلات ، ارتباطات جديد ، حمل و نقل زميني و هوائي و دريائي ، سازمانهاي امنيتي و انتظامي ، بهداشت و درمان عمومي ، كشاورزي مكانيزه ، ورزش و تربيت بدني ، وزارتخانه ها وادارات ، برنامه اتمي تحت اداره سازمان انرژي اتمي ، صنايع سنگين و نيمه سنگين و سبك ، صنايع جنگي ، دانشگاههاي نظامي و انتظامي ، دستگاه ديپلماسي ، آموزش و توسعه هنر ، بيمه و تامين اجتماعي ، سيستم بانكداري ، و...

و البته كادري از ميان مردم سرزمينمان با همه بد آموزي هاي هزار و چهارصد ساله و اشتباهات و غرض ورزان وقت جهان.

قدرتهاي جهاني چشم ديدن ايران نيرومند هم تراز خود را ندارند ، ايراني كه تا ديروز درون آن براي خود خط قلمرو ترسيم مي كردند.

فرقه هاي نو و كهنه با انبانهاي پر از ادعا به كار مي افتند. مثلث شوم زر و زور و تزوير را اينبار ماسونيسم و ماركسيسم و مذهب سكانداري مي كند. تبليغ و غرض ، برخوردها و گفتگوهايي را كه به طور معمول و گاه بسيار شديدتر در هر كشور با هر حكومتي وجود دارد ، به مايه ها و پايه ها ي ويرانگري بدل مي كنند. انقلاب دواي همه دردهاست. اين انقلاب دو سود سرشار براي انيران دارد ، اول اينكه مانع پديد آمدن قدرت پايداري به نام ايران مي شود و دوم اينكه آشفتگي و آشوبي كه پس از آن برقرار خواهد شد منابع گوناگون معدني و گياهي و انساني آن را به سوي ايشان روانه خواهد كرد.

تضعيف و اضمحلال ايران مرحله به مرحله پيش مي رود. براندازي نظام شاهنشاهي ايران ، تغيير پرچم ملي ، بستن درب دانشگاهها و بيرون راندن استادان و وارد كردن مسائل و مطالب حوزوي به درسها و محيط دانشگاهها ، اعدام ارتشيان و مرخص كردن سربازان و انهدام تاسيسات و ادوات نظامي ،‌ لغو قراردادهاي سرمايه گذاري و خريد سهام و سلاحهاي مدرن ، تعطيلي طرحهاي عمراني ، حمله نظامي به ايران براي تجزيه تعدادي از مناطق ، برقراري استبداد و ارعاب ، فريبكاري و جناح سازي ، تاريخ سازي و فرهنگ سوزي ، نزول واحد ملي پول ، فشار و فقر اقتصادي ، فساد اداري و اجتماعي و... و در ادامه هرج و مرج ناشي از انقلاب و رژيم حاكمش باز هم بخشهايي از سرزمينمان تحت نام يا در قلمرو كشور ديگري قرار مي گيرد ، خليج گواتر ، درياي مازندران و خليج فارس.

هنوز هم برخي كسان قصد مقايسه دو دوره پيش و پس از روز واقعه را دارند و اين قياسي است كه تنها در لفظ مي گنجد و در واقع مايه شرم و حسرت است.

نوشته شده توسط برگزیده در ساعت 9:31 | لینک  |