تبليغاتX
میهن و ملت
پاتریوتیسم و ناسیونالیسم

آيا ايراني كسي است كه داراي بينش ، گويش يا پوشش خاص يا رسمي باشد؟ آيا ايراني از مقدار سرمايه يا سواد یا سنش تشخيص داده مي شود؟ آيا ايراني به كسي گويند كه در نقطه خاصي از ايران زمين ساكن است؟ آيا ايراني كسي است كه به شغل خاصي اشتغال دارد؟ آيا ايراني جنسيت خاصي است؟ چه ذهنيتي چنين تفاوت و سپس تبعيضي را در ميان ملت بزرگ ايران باعث مي شود و اقليت و اكثريت و درجه يك و درجه دو و خودي و غير خودي مي سازد؟

روشن است كه اين مرزبندي درون يك ملت كار افکار غیر ملی و میهنی و مذهب و حكومت مذهبي است.

وجود مذاهب گوناگون به هر دليلي نشانه سلائق گوناگون ساكنان ايران زمين است و سليقه مسئاله اي است ظاهري نه بنيادي. بنياد همه ساكنان ايران زمين يكي است.

شايد در دوره حكومت مذهبي حاضر همه ساكنان كشور ايران برابر باشند ولي با كمي تامل به تفاوتهاي بزرگي مي رسيم كه اولين آن نام رسمي رژيم حاكم (جمهوري اسلامي) است يعني مردم مسلمان نه ملت ايران و در همين ابتدا مردم ، يعني ساكنان حاضر و زنده غير مسلمان حتي در نام حكومت جايي ندارند چه برسد به حقوق و قوانين و ساختار حكومت و دستگاه دولت. اگر بر فرض مثال صد در صد ساكنان ايران هم مسلمان باشند باز مسئاله شيعه و سني و انواعشان پيش مي آيد و اگر باز هم صد در صد شيعه دوازده امامي باشند به دليل ماهيت غير واقعي و غير علمي اسلام و برداشتها و تفسيرهاي گوناگون از آن وجود ساختاري به نام حكومت اسلامي مايه تفاوت و تبعيض و ظلم و زيان به ساكنان ايران زمين خواهد شد ، فاجعه اي كه بوقوع پيوسته است.

ملت بزرگ ايران داراي يك شناسنامه كهن به نام تاريخ است. اين ملت بزرگ ريشه اي ژرف در خاك ايران زمين دارد كه نشان دهنده پيوند و رابطه حياتي و مقدس ميهن و ملت است و هر ايراني به عنوان تك سلولي از پيكره عظيم ملت بزرگ ايران در كاشانه اي به نام ايران بزرگ خود را مي شناسد و مي فهمد.

سليقه هاي گوناگون و بينش ها و گويش ها و پوشش ها همانند رنگهاي رنگين كمان مايه تكامل و زيبائي و يكي از برترين قابليت هاي منحصر به ملت بزرگ ايران است ، بنابراين ايراني كسي نيست كه يك حكومت داخلی یا خارجی يا سازمان بين المللي بخواهد بر آن تعريف بنويسد همان طور كه كار حكومت در ايران بزرگ تاريخ سازي و فرهنگ سازي و ملت سازي نيست كه همانا معني آن مي شود وجود جمهور و خلق و امت و توده بي تاريخ و بي فرهنگ و بي هويت.

در مكتب ناسيوناليسم و پاتريوتيسم ايران تجزيه شده يعني پان ايرانيسم معيار سنجش ماهيت و ارزش عملكرد هر ايده و حركت و مجموعه و فرد و گروه و دولت و حكومتي ، ميهن و ملت بزرگ ايران است.

كار حكومت در اين سرزمين پاسداري و پرستاري و تامين خواست ها و نيازهاي ملت و ميهن بزرگ ايران است نه آن ميهن و ملتي كه حكومت يا حكومتهاي پيشين براي بقاي خود تعريفش كرده اند بلكه ميهن و ملتي كه هويت و حدود و ثغور طبيعي و تاريخي و جغرافيائي خود را دارد. به اين ترتيب يك ايراني نور چشمي حكومتها يا حكومت يا دولت وقت نيست همانطور كه سرزمين ايران قلمرو يك يا چند دولت يا حكومت نيست.

 

"آنقدر ما را زدند تا به اينجا رسيديم ، فردا اگر استان تهران بماند مي گويند ايران همينجاست."

محسن پزشكپور (پندار)  

نوشته شده توسط برگزیده در ساعت 22:29 | لینک  |